خسته ام.... کنارم نیست... دلتنگم.... دوستش دارم...
بوسه يعني وصل شيرين دو لب
بوسه يعني پرسه در اعماق ش
دوستی کهحیف است اسمش را دوستم گذاشت فراتر از این حرفها
شاید نتوان اسمی برایش انتخاب کرد چون ارزشش بیش از اسم هایی است که تا بحال شندید
کسی که نوع طرز فکرم زندگیم نگاهم به همه چیز را تغییر داد
ومن جز نامردی بی وفایی کار نکردم
هیچ شودی برای او ندارم فقط زرر اویم
چند بار به فرست جبران داد من بدترش کرد
نامردی های بیشتر
کج فهمی های زیاد درمورد او
وای حالم از خودم بهم میخوره
با این حال
باورم نمیشه یه روز خونه بودم نمیدونم چی شد بلند شدم رفتم در خونه دوستم با این کارهایی که در قش کرده بدم
گفتم اگه منو ببینه حداقلش میگه اینجا چیکار داری برو گمشو
رفتم سر کوچشون و بهش زنگ زدم باورم نمیشد گوشی رو جواب بده
جواب داد رفتم در خونشون انگار نه انگار این همه نامردی در حقش کردم خیلی خوب مثل یه مهمون باهام برخورد کرد
اون فوق العاده است
اصلا بی احترامی در حقم نکرد اون کسی یه که شما توزندگیتون با همچین ادمی برخورد نمیکنید واز خدا شاکرم
که او را در زندگی من قرار گذاشت
ولی ای کاش میزد توی گوشم یا کتکم میزد
چون لیاقت این را داشتم نه چیز دیگه ای
خیلی بزرگی رضا خیلی بزرگتر از اون که فکرش بکنی...............
ازت ممنونم
مخلصتم
مخلصتم
تا اخر عمرم خاک پاتم..............



دوباره تو کنارمی هوای بوسه با منه
تمامه آرزوی ما همین بهم رسیدنه
دوباره تو سکوته من صدای خنده ساز شد
شنیدنه صدای تو برای من نیاز شد
دوباره با نگاه من نگاهه تو یکی شده
دوباره از تو مردنم شبیه زندگی شده
به هردری که میزنی دوباره مقصدت منو
دوباره میرسم به تو به هر دری که میزنم


1- جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه کنید.
2- افراد آرام دائم به خود می گویند که برای تغییر گذشته
کاری نمی توان انجام داد پس باید از ادامه زندگی لذت برد.
3- حداقل روزی 15 دقیقه را در سکوت کامل بگذرانید و
به آنچه که می خواهید در زندگی به دست آورید فکر کنید.
4- هنگامی که احساس می کنید ذهنتان پر از افکار گوناگون
است و هیچ جای خالی در آن وجود ندارد با قدم زدن
سعی کنید ذهن خودتان را خالی کنید.
5- به کودکان نگاه کنید و ببینید چگونه از زندگی لذت می برند.
زندگی با آرامش را از کودکان یاد بگیرید.
6- سعی کنید به داشته های خود قناعت کنید چون در
این صورت احساس رضایت بیشتری از زندگی خواهید کرد.
7- اکسیژن باعث می شود مغز شما بهتر فعالیت کند. پس در
محل زندگی و کار خود گیاه نگه دارید.
8- این همه عجله برای چیست؟ به یاد داشته باشید سرعت
حرکت شما با احساس شما رابطه مستقیمی دارد ،
پس سعی کنید عجول و شتابزده نباشید.
9- شوخی روش خوبی برای رسیدن به آرامش است . پس شوخ طبع باشید.
10- لحظات زیبای زندگیتان را بایگانی کنید. سعی کنید از این
لحظات فیلم و عکس تهیه کنید و در لحظات ناراحتی به آن نگاه کنید تا به یاد
بیاورید زندگی همیشه برای شما تلخ و دشوار نبوده است.
11- آرام سخن گفتن باعث می شود ضربان قلب و تنفس شما
کم شود و این پایین آمدن ضربان قلب ، آرامش بیشتری به شما می دهد.
12- شاد کردن دیگران باعث می شود احساس و انرژی مثبتی به شما منتقل شود.
13- هر چند وقت یک بار ساعتتان را باز کنید و اجاره بدهید
از شرّ فشار زمان نجات پیدا کنید.
14- مسافرت به شما کمک خواهد کرد تا برای مدتی
فکر شما آزاد باشد و اثرات مسافرت پس از برگشت به خوبی
در زندگی روزمره شما نمایان خواهد شد.
15- دیگران را ببخشید. زیرا بخشش و شاد کردن دیگران یکی از
مسائل زندگی بخش است.
16- سعی کنید در هنگام عصبانیت خود را به گونه ای تخلیه کنید .
مثلا به بالای پشت بام بروید و فریاد بکشید.
17- لباسهای راحت و گشاد باعث آرامش می شوند.
18- سعی کنید به موقع غذا بخورید و از غذا خوردن لذت ببرید.
زیرا غذا خوردن باعث آرامش سیستم عصبی می شود.
دیگه زندگیم داره ته میکشه
ازدلم پیاده شو اخرشه
نه بمون شاید بازم جون بگیرم
نه برو میخوام که راحت بمیرم
نه بشین که سر رو شونت بزارم
نه پاشو که دیگه دوست ندارم
نه نه نه بیا بیاو دستامو بگیر
عشق من بیا تو هم با من بمیر

این همه زخم که میبینی به روی ساقه ام
یادگاریست از وفاداری قلب ساده ام
زخم هایم حاصل از عاشق نمایی پست
حاصل از عاشق نمایی تیشه بر دست
تیشه اش سخت و دلش از سنگ بود
زخم ها بر ساقه ام چون ننگ بود
جام درد را سر میکشیدم من در آن روزگاران
آسمان هم قهر بود انگار دریغ از قطره ای باران
دلم از نا گفته ها بود لبریز
در بهار اما برگهایم زرد تر از پاییز
گر چه او میگفت عاشق است و شیفته ی یار
من که میدانستم عشقی نیست در کار
گر چه هر دم می سرود از قلب عاشق پیشه اش
تنم اما زخم بود از ضربه های تیشه اش
می خراشید ساقه ام را و دگر نایی نبود
و برای زخم تازه بر تن رنجور من جایی نبود
تا که روزی تیشه را بر ریشه زد
ضربه آخر شد و سخت تر از همیشه زد
بعد آن دیگر برایم شاخه و برگی نماند
بعد آن دیگر قناری از سر عشق نخواند
من که هر چه خوب کردم عاقبت دیدم بدی
عشق بودم مقصود من اما نیافتم مقصدی

منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون
دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون
ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش
با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش
همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم
تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم
بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی
من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی
این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه
قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه
همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم
تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم
من واسه تو خیلی کمم
نمي دانم دلم گم شده يا اوني كه دل به او سپردم.
نمي دانم عشقم گم شده يا معشوقم.
نمي دانم اعتماد بي جا كردم يا بي جا به من اعتماد كردند.
نمي دانم لياقت او را نداشتم يا او لايق من نبود.
نمي دانم من در حق عشقمان خيانت كردم يا او.او قدر ندانست يا من.
نمي دانم خدا اين را قسمت ما كرد يا ما خود قسمت را رقم زديم.
نمي دانم چرا وقتيكه دل بستن سهل است، دل كندن آسان نيست.
نمي دانم خدا به ما دل داد تا از دنيا ببريم يا دنيارو داد تا دل بكنيم.
هنوز نمي دانم با بودن او زندگي سخت است يا بي او.
تحمل جاي خاليش توي تك تك لحظه ها سخت تر است يا ...
نمي دانم شكستن غرورم سخت تر است يا شنيدن صداي شكستن قلبم.
نمي دانم تو به من عشق را آموختي يا مي خواهي نفرت را يادم بدهي.
نمي دانم كه بگويم: چرا آمدي؟ يا بپرسم كه؟ چرا رفتي؟
من نمي دانم تو به من بگو...
خوش بختی در درک لحظه هاست؛
لحظه هایی که تعهدی به ما ندارند که پایدار و جاویدان باقی بمانند.
لحظه هایی که ممکن است دیگر تکرار نشوند.
لحظه هایی که ذاتشان، عبور و تغییر است.
خوش بختی در درک بی همتا بودن لحظه هاست![]()
بهانه
بهانه ی ماندنم بودی
و اما هیچ گاه نبودی با من
و رها شدم تا اوج نخوت و درد
باکی نیست مرا
با عشق تو خواهم ماند
